دوشنبه ۲۰ فوریهٔ ۲۰۱۲

بررسی جنبش سبز و آینده آن در مصاحبه تلوزیونی امین موحدی

چرا صدای آمريکا نبش قبر ميکند؟

 امین موحدی:
اینروز‌ها بحث پیرامون مصاحبه پرویز ثابتی یکی‌ از سرکردگان امنیتی رژیم سابق باصداي آمريکا بالا گرفته است .
می‌گویند بدترین تخریب در حق یک شخص یا يک جریان دفاع بد از آن شخص یا جریان ميباشد.
و در همین راستا صدای آمریکا مرده ای‌ که عملا فقط جسم
ي سرگردان از وي باقي مانده است را از زیر خروار‌ها خاک گور تاریخ بیرون می‌کشد و او را در ردیف وکيل مدافع رژیم شاه مینشاند!
عجبا امثال هویدا را که حتا امروز هم میتوان با اندکی جستجو در کوچه پس کوچه‌های غربت یافت را نمیآورند تا از شاه دفاع کند آنگاه ثابتی را می‌آورند!
و عجیبتر از همه آن است که عده‌ ای‌ هم نوا با این نبش قبر مشکوک ،فریاد وا مصیبتا سر میدهند که صدای آمریکا تبدیل به تریبون سلطنت طلبان یا طرفداران پهلوی گشته است ! که اگر چنین می‌بود و صدای آمریکا در تسخیر طرفداران پهلوی یا سلطنت طلبان می‌بود که هرگز ثابتی‌ها آنجا نمیامدند بلکه وزرأ و وکلای زمان شاه را میاوردند که در ایران آنزمان منشأ خدمت و سازندگی بوده اند  جمشید آموزگار را می‌
آوردند نه ثابتی را .
چگونه است که وقتی‌ عناصر اطلاعاتی‌ و سپاهی جمهوری اسلامی که پایه گذار سپاه و اطلاعات هستند در صدای آمریکا حضوری دائمی دارند کسی‌ فریاد وا مصیبتا سر نمیدهد که صدای آمریکا تبدیل به جولانگاه جمهوری اسلامی گشته  اما تا ثابتی که  حتا
نزد سلطنت طلبان و طرفداران رضا پهلوی نیزمنفور ميباشددر آنجا آفتابی میشود ،صدای آمریکا صدای سلطنت طلبان میشود؟چه نسبتی بین سلطنت طلبان و رضا پهلوی با ثابتی میتواند وجود داشته باشد که اینگونه فریاد‌ها به آسمان بلند میشود ؟
صدای آمریکا در انتخاب ثابتی چه هدف ثابت و متحرکی را دنبال می‌کند؟ چراصدای آمریکا به جای صدها انسان فرهیخته و تحصیلکرده و معتقد به دموکراسی و حقوق بشر به جا مانده از رژيم سابق،شخصی‌ همچون ثابتی را به عنوان وکیل مدافع رژیم شاه بر میگزیند؟ چرا تلاش میشود  نماد قساوت و شکنجه را به عنوان نماد رژیم شاه نشان دهند ؟ آیا این سوالات را از خود پرسیده اید؟

آیا از خود پرسیده اید چرا درست زمانی‌ که میزان محبوبیت و مقبولیت رضا پهلوی به شدت بالا رفته است ناگهان نبش قبری میشود و جنازه  پوسيده اي به نام ثابتی از زیر خاک بیرون کشیده میشود ؟شاید بدان خاطر که میخواهند با نسبت دادن این جنازه به رژیم شاه و متعاقب آن برجسته کردن نسبت پدر و فرزندی شاه فقید و رضا پهلوی ،در تخریب مردی که در مبارزهٔ با استبداد دینی بدون توجه به القاب نسبی و سببی فقط و فقط خود را ایرانی می‌داند و سرباز وطن ، بکوشند.

چگونه است وقتی‌ که از کشتار هزاران زندانی در دهه شصت و در عصر جمهوری اسلامی سخن به میان میاید این فریاد و
امصييبتا سردهندگان همه را وادار به سکوت میکنند و میگویند از این چیزها سخن نگویید که جنبش سبز دچار تفرقه میشود اما در همان حال جنازه ای‌ به نام ثابتی را پيراهن عثمان ميسازند  که آی‌ ببینید در زمان شاه شکنجه بوده و این جنازه منکر آن است!
چگونه است که وقتی‌ صحبت از کشتار در عصر جمهوری اسلامی میشود اینکار تفرقه محسوب میگردد اما وقتی‌ پای شکنجه و مرگ تعدادی در زمان شاه به میان میاید اینکار جایز است و مشکلی‌ پیش نمیاید و کسی‌ متفرق نمی‌شود؟
عامل تفرقه کیست آیا شما نیستید که با برجسته کردن ۵۰ سال پیش ،کهریزک
دوسال پیش را به دست فراموشی می‌سپارید ؟آیا شما عامل تفرقه نیستید که  تجاوز به مردان و زنان ایرانی را  با پیش کشیدن وقایع ۵۰ سال پیش پنهان می‌کنید؟
 در قرن ۲۱ علیه بشریت جنایت صورت ميگيرد، هزاران نفر زندان و شکنجه و اعدام میشوند آنگاه شما از جنایات  و شکنجه  در قرن بیست صحبت می‌کنید
؟! جنایات و شکنجه‌هایی‌ که هرگز با آنچه که اینک اتفاق می‌افتد قابل قیاس نیست . آنهم به بهانه حضور یک جسد در تلوزیونی که  نیت اصلی‌ وجودی آن مورد شک‌ ميباشد.
اینگونه که پیش میرود دور نیست روزی که جنایتکارانی از قرون وسطي را بیابید و وی را  در صدای آمریکا به جای وکیل مدافع کلیسا بگذارید و آنگاه تمام جنایات رژیم اسلامی را به دست فراموشی بسپارید!
صدای آمریکا از پیش از اینها در اختیار عوامل شکنجه و استبداد بوده است حضور ثابتی در آنجاهرگز نباید باعث تعجب شود .اما آنچه که مایه تعجب ميباشد اين است که شما فقط ثابتی را می‌بینید و هر جمعه در تفسیر خبر ثابتی‌های ثابت برنامه را نمی‌بینید.

سه‌شنبه ۱۴ فوریهٔ ۲۰۱۲

سیاوش آذری - امین موحدی مقابل ساختمان فدرال ۱۲ فوریه2012

گزارش سیاوش آذری از تظاهرات ۱۲ فوریه ۲۰۱۲ ایرانیان مقابل ساختمان فدرال در لس آنجلس و مصاحبه با امین موحدی روزنامه نگار 

 

جمعه ۱۰ فوریهٔ ۲۰۱۲

تاریکخانه اشباح استکهلم روشن شد





بدون مقدمه باید عنوان کنم بعد از کنفرانسهای پاریس و لندن واعتراض‌ها نسبت به عدم شفافیت در مورد این کنفرانسها و مبتکران و هزینه کنندگان آن ،اعتراض کنندگان ازجمله اینجانب از،سوی بسیاری از شرکت کنندگان و مدیران اصلی‌آن کنفرانسها موردحمله وهجمه شدیدوغیراخلاقی‌ قرارگرفتیم .

هنوز به یاد دارم که در پاسخ پرسش اینجانب که هزینه این کنفرانسها را چه کسی‌ تامین کرده ،آقای نوری ز
اده در برنامه سراسر توهین خود علاوه بر توهین به افرادی چون آرش سیگارچی ،فریبا داودی مهاجر ،و اشاره به اینجانب بدون نام بردن از حقیر به دلیل آنچه که ایشان عنوان کردند نمیخواهند بزرگ شوم فرمودند:شما که هستید که از ما منشأ هزینه را میخواهید؟

آنروز نوشتم و خطر را گوشزد کردم گفتم که اگر جلوی این گونه چلبی بازی‌‌ها را نگیریم در یکی‌ از همین کنفرانسها عده‌ ای‌ به نام اپوزیسیون زیر برگه‌ حمله نظامی به ایران را امضا خواهند کرد. و اینک پس از گذشت ماهها از این هشدار دیگر شکی‌ باقی‌ نمانده است که این کنفرانسهاي مخفیانه و سفارشی هدفی‌ جز این ندرند و غرب و اسراییل به دنبال مجوزی برای اینکه در آینده بتوانند نشان دهند که خود ایرانیان از ما خواستند به کشورشان حمله کنیم ،تشکیل میشوند .

عجبا این چه کنفرانس "اتحاد برای دموکراسی " هست که نه معیارهای کنفرانس رادارد ، نه اتحاد و نه دمکراسی را!

این است اتحاد مدّ نظر شما ؟این است دمکراسی مدّ نظر شما؟که همه چیز پشت درهای بسته بر گزار شود؟دموکراسی و اتحاد واژه‌هایی‌ هستند که با پنهانکاری در تضاد ميباشند .جائیکه پنهانکاری باشد ،نه اتحادی شکل می‌گیرد و نه دمکراسی پدید میاید.

این کنفرانس و اتحاد، نه برای دمکراسی بلکه برای اهداف شومی شکل گرفته و اساسا اتحادی درکار نیست و هر آنچه که بوده وهست جمع کردن عده‌ ای‌ جویای شهرت  و مقام با تطمیع و وعده و وعید دور یک میز در اتاقی تاریک بوده است .



البته در بین آنها تعدادی بوده اند که ندانسته وارد بازی شده اند و امیدواریم هر چه زودتر حساب خود را از افرادی که سیاست رادستمایه در آمد و بیزینس کرده اند جدا فرمایند.

از فرد سالخورده ای‌ نظیر شهریار آهی سوالی دارم ؛آقای آهی در این مدت عمر خویش خصوصاً در ۳۳ سال گذشته کجا تشریف داشتید  و به فکر بر پایی‌ کنفرانس برای اتحاد و دموکراسی این حرفها نبودید؟آیا غیر از این است که شما و امثال شما در این ۳۳ سال که فرزندان ایران زمین غریبانه اما با شجاعت در حال نبرد با رژیم اسلامی بودند ،شما مشغول بیزینس خود بودید؟و اینک که با توجه به شرایط بد اقتصادی آمریکا و اورپا بیزینس ‌های شما تعطیل گشته از فرط بیکاری و برای جایگزینی درآمد دیگری به جای بیزینس‌های تعطیل شده خويش،به کنفرانس بازی و ساخت و پرداخت دستجاتی مجهول الهویه تحت عنوان آلترناتیو و دولت در تبعید همچون دولت مستعجل مدحی  بر آمده و آنها را به فروش میرسانید؟شما وشرکا اقتصادي - سياسي شما،بساز بفروش سیاسی بیش نیستید.

 بسیار جالب است که در بین افراد حاضر در این کنفرانس به اصطلاح سیاسی، نام یک خبرنگار ورزشی روزنامه خراسان به نام مزدک عبدی پور به چشم میآید !در مورد این فرد میتوانید از پناهندگان ساکن ترکیه اطلاعات بیشتر را دریافت کنید.


آقایان و خانمهای شرکت کننده درچنين کنفرانسهایی ،خطاب من به شماست .اینبار نه طلب منشأ هزینه را می‌کنم و نه مطلبی اضافه ،آنچه که میخواهم بگویم این است :کلاه گشادی بر سرتان رفته است ، جنگی ویرانگر علیه ایران نزدیک و محتوم است و در این میان همه خونهای ریخته شده در آینده و ویرانی ایران به پای شما نوشته خواهد شد ،همانگونه که جنگ عراق و همه آن خونریزی‌ها نه به پای صدام و بوش که به پای چلبی نوشته شد. از تاریک خانه اشباح چیزی جز جنگ و کشتار و فریب در نیامده و نخواهد آمد .

 هیچ نامی‌ زیبنده کنفرانسهاي پاریس ،لندن و استکهلم و نظیر آنها در آینده نیست جز تاریکخانه اشباح .

تحت فشار رسانه‌ ای‌ ،گویا نام ۴۴ نفر از اشباح یکی‌ از این این تاریکخانه ‌ها از پرده برون افتاده است .تاریخ در مورد آنها قضاوت خواهد کرد.


اسامی شرکت‌کنندگان در کنفرانس استکهلم

اسامی شرکت کنندگان در نشست اولاف پالمه در تاريخ 15 و 16 بهمن ماه 1390 (4 و 5 فوريه 2012) در سوئد.گزارش بنیاد اولاف پالمه
1- رامين احمدی 2 ـ فريدون احمدی 3 ـ شهريار آهی 4 ـ هوشنگ اسدی 5 ـ جواد اکبرين6 ـ نوشابه اميری 7 ـ ناصر بليده ای
8 ـ جما بورش 9 ـ ناهيد بهمنی 10 ـ رامين پرهام 11 ـ مهشيد پگاهی 12 ـ ليلی پور زند 13 ـ محمد تهوری 14 ـ آرام حسامی
15 ـ ناهيد حسينی 16 ـ محسن خاتمی 17 ـ جواد خادم 18 ـ مهدی خرازی 19 ـ فرشاد دوستی پور 19 ـ فرشاد دوستی پور
20 ـ نيما راشدان 21 ـ احمد راًفت 22 ـ محسن سازگارا 23 ـ ماشاالله سليمی 24 ـ گلاله شرفکندی 25 ـ حسن شريعتمداری
26 ـ رضا طالبی 27 ـ شهران طبری 28 ـ مزدک عبدی پور 29 ـ اکبر عطری 30 ـ نادر عصاره 31 ـ خالد عزيزی
32 ـ ميرو علی يار 33 ـ شهلا فريد 34 ـ سعيد قاسمی نژاد 35 ـ ياسين قبيشی (اهوازی) 36 ـ مهر انگيز کار 37 ـ گيتی کاوه
38 ـ بهزاد کريمی 39 ـ مسعود مافان 40 ـ محسن مخملباف  41 ـ مريم معمار صادقی  42 ـ منوچهر مقصود نيا
43 ـ عبدالله مهتدی 44 ـ عليرضا نوری زاده